ارزشیابی چیست و چند نوع است؟
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٥   کلمات کلیدی:

« واژه ی ارزشیابی به معنای یافتن ارزش هاست. یافتن آن چه نه در زمان محدود ، بلکه در فرایند آموزش و تلاش برای یادگیری و آموختن حاصل می شود. »


در فرایند ارزشیابی ، تنوع شیوه ی جمع آوری اطلاعات و معیاری که برای قضاوت انجام می شود ، انواع مختلفی از ارزشیابی را تولید می کند که دامنه ی آن در یک طرف آزمون های استاندارد و پایانی است ، که طی آن اطلاعات تحت شرایط یکسان و از پیش تعیین شده ای از دانش آموزان جمع آوری می شود ، و از طرف دیگر آزمون های سازنده و رشد دهنده ای است که در آن معلم به طور مستمر طی فعالیت های یکسان یا متفاوت اطلاعاتی از دانش آموزان جمع آوری می کند.

تفاوت اصلی بین شیوه های مختلف ارزشیابی ، عمدتاً بین ارزشیابی بر اساس آزمون های پایانی و انواع دیگر آزمون هاست. در ارزشیابی پایانی ، اطلاعات معلم از دانش آموزان طی فعالیت های مشخص و یکسان و تحت شرایط کنترل شده جمع آوری می شود و این فعالیت ها عمدتاً به صورت کتبی ( مدادی _ کاغذی ) انجام  می شود. این اطلاعات مبنای قضاوت و ارزشیابی معلم از دانش آموزان قرار می گیرد که به صورت نمره یا رتبه گزارش می شود تا در کارنامه دانش آموز ثبت شود. این سنجش و ارزشیابی معمولاً در زمان های معین که ممکن است پایان ماه ، نوبت یا ترم تحصیلی باشد ، انجام   می شود و نتایج آن نقشی در برنامه ریزی درسی معلم ندارد ، زیرا معلم فرصت تصمیم گیری در جهت اصلاح و بهبود برنامه ی تدریس خود را ندارد .

امّا اگر ارزشیابی به صورت مستمر انجام شود ، معلم بر اساس تفسیر نتایج آن می تواند در مورد قدم بعدی خود تصمیم گیری کند و چون این عمل به طور مستمر در کلاس درس جاری است ، او می تواند هر زمان که بخواهد مرحله ی بعدی تدریس خود را آگاهانه برنامه ریزی کند . به عبارت دیگر این شیوه ی ارزشیابی به معلم امکان اصلاح و تعدیل برنامه ی تدریس خود را می دهد ؛بنابر این هم برای معلم و هم برای   دانش آموز سازنده و رشد دهنده است .

ارزشیابی معتبر به همراه آموزش معتبر امکان پذیر است

علمای فن آموزش و ارزشیابی معتقدند که قبل از این که معلم در طراحی یک سیستم ارزشیابی معتبر بکوشد ، باید شیوه ی آموزش خود را اصلاح کند . آنان معتقدند که تنها زمانی معلم  می تواند به شیوه ی معتبر ارزشیابی رو کند که شیوه ی آموزش او اعتبار داشته باشد . آنان برای چنین آموزشی ویژگی های زیر را قایل اند :

1 آموزش باید با پژوهش همراه باشد : دانش آموز هنگامی که عملاً تحقیق می کند ، در ساخت مفاهیم سهیم می شود. مثلاً دانش آموز در درس تاریخ با کار پژوهشی خود بر اساس منابع معتبر ، می تواند خود عقاید جدیدی کسب کند که گاه ممکن است با عقاید و باورهای جامعه متفاوت باشد.

2 آموزش باید سعی در تلفیق دانش داشته باشد : آموزش دانش های مجزا و قطعه قطعه به دانش آموز باعث می شود او نتواند از آموخته ها در زندگی روزمره ی خود که کاربرد تلفیقی آموخته ها را می طلبد ، استفاده کند ، درست همانطور که آموختن کلمات یک جمله به دانش آموز او را در جمله سازی و کاربرد آن کلمات توانا نمی کند. در حالی که اگر دانش آموز خود در تولید دانش (و نه یادآوری دانشی که دیگران تولید  کرده اند ) سهیم باشد ، می توان امیدوار بود که آموخته ها را تلفیق کند و در زندگی به کار گیرد.

3 ارزشیابی ارزشی بیش از موفقیت در جلسات امتحان داشته باشد: توانایی تدوین یک نامه ، ایراد یک سخنرانی ، ساختن یک ابزار و توانایی برقراری ارتباط ، کار گروهی و انعطاف پذیری مواردی هستند که در ارزشیابی دانش آموز، زمانی که دانش محور کار قرار می گیرد ، فراموش می شود . علمای آموزش معتقدند که آموزش های رسمی باید خارج از کلاس و در زندگی روز مره کاربرد داشته باشد. بنابراین دانش آموزان باید مهارت های لازم برای زندگی کردن را در مدرسه فرابگیرند.

4 زندگی گروهی فرد را اصل قرار دهد : نظام های ارزشیابی سنتی هر فرد را به تنهایی ارزیابی می کند، در حالی که در زندگی روزمره فرد اجازه دارد با دیگران مشورت کند ، تصمیم گیری گروهی کند،ارتباط های مؤثر برقرار کند تا بتواند بهتر زندگی کند. توجه به کار گروهی ، باید جای خود را در برنامه آموزش و نیز ارزشیابی باز کندتا به آن ها اعتبار ببخشد.

امروزه در کشورهای پیشرفته ی جهان ، هنگام انجام مصاحبه های استخدامی ، توانایی فرد در کارگروهی عامل بسیار مهمی در پذیرش فرد است ، زیرا اعتقاد بر این است که فردی که دارای مدرک تخصصی لازم است ، با کارآموزی محدود می تواند برای انجام کار آماده شود ، امّا ویژگی کار در گروه از کودکی در فرد شکل می گیرد ، نهادینه کردن این ویژگی در فردی که چنین توانی را ندارد ، بسیار زمان بر، غیر اقتصادی و در بسیاری مواقع غیر ممکن است.

5 افراد را به یک فراگیر مادام العمر تبدیل کند : وظیفه ی هر نظام آموزشی این است که دانش آموزان را به آن ابزاری برای یادگیری مجهز کند که برای زندگی فعلی آنان و نیز برای زندگی آنان در 30 -20سال بعد مفید باشد.

در عصر انفجار اطلاعات ما نمی دانیم که هر دانش آموز در زندگی آینده خود به چه اطلاعاتی نیاز دارد ، ولی اگر بتوانیم شیوه ی دست یابی به اطلاعات و کاربرد مناسب آن را به دانش آموزان یاد بدهیم ، آنان ا به ابزاری مجهز کرده ایم که مادام العمر به کارشان می آید. به عبارت دیگر ، آموزش باید شیوه های یادگیری را به فراگیر بیاموزد تا خود در هر زمان که بخواهد ، آن چه را نیاز دارد بیاموزد بدون آن که نیازمند آموزگاری باشد .

معلم 1: فقط نیم ساعت باقی مانده  .                          دانش آموز1: فقط نیم ساعت! هنوز دو تا مسئله را حل نکرده ام. و از همین الان مغزم قفل کرده است!   

 

 

 

معلم 2: می توانید این مسئله ها را در خانه حل کنید و فردا بیاورید. در ضمن خودتان هم دو مسئله ی مشابه آن ها طراحی کنید و به کلاس بیاورید.

دانش آموز2: من باید حسابی وقت بگذارم تا بتوانم مسئله ها را حل کنم ، می توانم از خواهرم هم کمک بگیرم.

 

 

 

 

 

به نظر شما شیوه ی کدام معلم در آموزش مؤثرتر است ؟

 

 

هدف ارزشیابی خدمت به آموزش است ، نه در کمین نشستن برای غافلگیر کردن دانش آموز و محک زدن او با معیار آن چه « نمی داند »

فرهنگ موفقیت را می توان با کاربرد روش صحیح در آموزش و ارزشیابی بر فضای کلاس غالب کرد.